شمارهٔ ۱۷۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
صبر ما از دوستان ناممکن است
آشکارا و نهان ناممکن است
عشق بی تشنیع و بی تکلیف نیست
ور طمع داری همان ناممکن است
هیچ رحمش نیست بر فریاد من
خود رقیب مهربان ناممکن است
گرملامت رفت بر من گر جفا
عاشقی(بی) این آن ناممکن است
ورنه بار عشق بایستی کشید
احتمال از ناتوان ناممکن است
گر کسی را طاقت تسلیم نیست
از قضا کردن کران ناممکن است
چون عصای موسی اژدرها شدن
چوب دست هر شبان ناممکن است
آرزومندم ولی پیرانه سر
اتصالم با جوان ناممکن است
عاشقی، مستی ، ز دنیا فارغی
چون نزاری در جهان ناممکن است
جان جان ها چیست جام جان فزا
زندگی بی جان جان ناممکن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوع عشق و دشواریهای آن میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که صبر و تحمل در روابط انسانی کار آسانی نیست و عشق همراه با مشکلات و چالشهاست. در اینجا میگوید که عشق واقعی نیاز به تلاش و فداکاری دارد و به سادگی به دست نمیآید. همچنین بیان میشود که اگر کسی نتواند به عشق خود تواضع و تسلیم نشان دهد، نمیتواند به عشق واقعی دست یابد. او از انسانها میخواهد که با وجود سختیها و ناتوانیها همچنان به عشق وفادار بمانند. در نهایت، شاعر بر این باور است که زندگی بدون عشق و احساس، معنی ندارد.