شمارهٔ ۲۰۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قبله ی روحانی ما روی تست
کعبه ی دوجهانی ما کوی تست
گرچه ز شب راه بری نادرست
رهبر ره گم شدگان موی تست
دانش جز وی چه بود ،عقل کل
شیفته ی غمزه ی جادوی تست
پنجه ی عقل من و ما از کجا
مرتبه ی قوت بازوی تست
دولت آن کس که به پیوند عشق
حلق دلش بسته ی گیسوی تست
هان جگر سوخته ی بی دلان
زنده به بادی ست که از سوی تست
شادی رویت که دل عاشقان
جفت غم از طاق دو ابروی تست
هیچ کس از بند تو آزاد نیست
در همه آفاق هیاهوی تست
کیست نزاری که چو او صد هزار
بنده ی آزاده ی هندوی تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و معنویت است و به توصیف تاثیر وجود معشوق بر دل و روح شاعری میپردازد. شاعران با اشاره به اینکه معشوق مرکز جهان و قبلهگاه آنان است، به قداست و محبوبیت او در دل عاشقان اشاره میکنند. شاعر به جزئیات زیبایی معشوق اشاره کرده و عشق را پیوندی قوی و اساسی برای دلها میداند. همچنین، در این شعر مفهوم آزادی را با عشق گره میزند و میگوید که هیچکس از بند معشوق آزاد نیست، چرا که عشق، در همهجای جهان، حاکم و سلطنت میکند. این شعر در نهایت به وصف والهگی و شیدایی عاشقانه و راز و رمزهای عشق میپردازد.