شمارهٔ ۲۱۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلاف وعده کردن ناپسندست
ببین کز وعده ی وصلِ تو چندست
مده دشنام ناخوش بوسه ای ده
چه زهرم می دهی آنجا که قندست؟
بترس از چشم شور و ابروی تلخ
که از نامحرمان بیم گزندست
به آتش برفشان گه گه سپندی
که دفع چشم بد دود سپندست
علاجِ دردِ بی آرامِ من کُن
ببخشا بر دلی کو دردمندست
به کوته دیده گویید ای مشنّع
بلای عقل بالای بلندست
مرا گویی مرو دنباله ی عشق
نمیدانی که در حلقم کمندست
خطیب از دوستانم گو حدیثی
کرا پروای چندین وعظ و پندست
که در بند بلای قامت دوست
همه عضو نزاری بند بندست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ناپسند بودن خلاف وعده کردن اشاره دارد و از درد و رنج ناشی از جدایی سخن میگوید. شاعر از دوستی و عشق میگوید و نسبت به خردمندان و خوشیهایی که با وعدهها همراه است انتقاد میکند. او به تأثیر چشم و ابروی معشوق و نیز به خطرهای ناشی از نامحرمان اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دردهای خود میگوید و خواستار درمانی برای زخمهایش است. او همچنین به بندگی عشق و وابستگی به معشوق اشاره دارد و نشان میدهد که تمام وجودش در اسارت عشق اوست.