نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی سر خم زود برانداز که عید است

پژمان منشین بزم فروساز که عید است

تا کی ز نهان خوردن و در خفیه شمیدن

با خلق بگو روشن و سرباز که عید است

بردار نقاب از خم ابروی هلالت

بر بام شو و بانگ درانداز که عید است

گو از افق طرف تتق ماه دوهفته

بنمود خم ابروی طنّاز که عید است

امشب من و ابروی هلال و قدح می

فردا تو به بازار فرو تاز که عید است

بن گاه حریفان و طرب خانه یاران

از اقمشه روزه بپرداز که عید است

زین پیش اگرت مصلحتی بودو حجابی

زین بیش منه عذر و مکن ناز که عید است

از ما به نزاری برسان مژده که در حال

خلوت گهت أراسته کن باز که عید است

بگذشت مه روزه کنون مقدم شوّال

دارید به اکرام و به اعزاز که عید است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به دعوت به شادی و خوشحالی در ایام عید اشاره دارد. شاعر از ساقی می‌خواهد که زودتر خم را پر کند و بزم را رونق بخشد. او با بیان اینکه زمان پنهان شدن و احتیاط گذشته است، به دیگران می‌گوید که باید با طراوت و شادابی این جشن را جشن بگیرند. او همچنین از زیبایی‌های عید و بازگشت به نشاط و سرزندگی صحبت می‌کند و از دوستان می‌خواهد که به بازار بروند و از زندگی لذت ببرند. در نهایت، شاعر به تحولی مثبت اشاره می‌کند که پس از پایان ماه رمضان و ورود به عید شوال رخ داده است و خواستار برقراری ارتباطات و جشن‌گیری با دوستان است.