شمارهٔ ۲۲۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق پیدا از نهان لایقترست
زآن که تحقیق از گمان لایقترست
زن بود با رنگ و بوی ای بُل هوس
مرد بینام و نشان لایقترست
عاقلان با عاقلان، دیوانه را
صحبت دیوانگان لایقترست
پادشاهی کار هر بیچاره نیست
روستایی پاسبان لایقترست
سر نمیمالیم در بالین یار
روی ما بر آستان لایقترست
عاقلان دیوانه میخوانندمان
خود نزاری را چنان لایقترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این است که عشق حقیقی از درون و نهان ریشه میگیرد و از گمان و ظن عمیقتر و ارزشمندتر است. شاعر به زیبایی زن اشاره میکند و از مردانی بدون هویت یاد میکند که شاید کمتر شایسته باشند. همچنین، نویسنده معتقد است که ارتباط خردمندان با یکدیگر از ارتباط با دیوانگان بهتر است. او به این نکته اشاره دارد که پادشاهی کار آسانی نیست و کسانی که در موقعیتهای پایینتر مانند روستاییان قرار دارند، بیشتر شایستهی پاسبانی هستند. در نهایت، شاعر میگوید که نباید خود را در عشق به یار کوچک کرد و تنها روی خود را به درگاه معشوق افکند. در انتها، او به این نتیجه میرسد که دیوانگان ما را عاقل میخوانند، بنابراین خود را به شایستگی در نظر میگیرد.