نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تشنه ام ساقی بیاور کاس را

بیش نشنو قول هر نسناس را

تو بگردان دور خود دور زمان

گو بگردان بر سر ما آس را

بامدادان بر سر ما کن سبک

سرگران بر لب کشیده کاس را

تا مگر جانی دهد دل مرده را

یا مگر دفعی کند وسواس را

کس نیارد همچو ما در رزم عشق

طاقت پیکان چون الماس را

پیش تیر ناوک چشمان مست

حد خفتان کی بود قرطاس را

چون نمی‌آید به دستم یار جنس

لاجرم بر هم زنم اجناس را

تا نباید منت منعم کشید

زان سبب بگزیده‌ام افلاس را

می‌کند روشن نزاری عالمی

چون برآرد از دوات انقاس را

مالکی باشد که از روی حسد

معترض باشد مسیح انفاس را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر از ساقی می‌خواهد که کاسه‌ای بیاورد تا تشنگی‌اش را برطرف کند و به دنبال شادی و لذت از عشق است. او هشدار می‌دهد که به وعده‌های بی‌پایه دیگران گوش ندهد و بر دور زمان بچرخد. شاعر به امید زنده کردن دل مرده‌اش از ساقی می‌خواهد تا کمکی کند و فراموشی وسوسه‌ها را به ارمغان آورد. او می‌گوید که در میدان عشق کسی چون او طاقت پیکان‌های تند عشق را ندارد و به نوعی از مشکلات و فقر خود سخن می‌گوید. در نهایت، شاعر از روشن شدن عالم با قلمی که نسیم را می‌نویسد، ابراز امیدواری کرده و به حسادت دیگران اشاره می‌کند.