شمارهٔ ۲۹۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قدت بر ماهِ تابان سر کشیده ست
چنین سروِ خرامان کس ندیده ست
تعالی الله خداوندی که از خاک
چنین نازک وجودی آفریده ست
خنک دستی که از طوبایِ قدّت
به شفتالو گرفتن بر رسیده ست
دلی پرنارِ غیرت نارِ بُستان
زرشکِ نارِ پستانت کفیده ست
ز سودایِ خطِ سبزِ تو شب ها
قلم در دستِ من بر سر دویده ست
دهانت چشمۀ خضرست از آن روی
که گردش سبزۀ خط بر دمیده ست
کنارم عاقبت پر شد ز یاقوت
ز بس خوناب کز چشمم چکیده ست
نزاری را که بر تست از جهان چشم
غبارِ خاکِ کویت کحل دیده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و عظمت معشوق پرداخته است. شاعر به قد و قامت معشوقش اشاره میکند که بر ماه تابان فخر میفروشد و چنین زیبایی را بینظیر میداند. او در ستایش خداوندی میباشد که این وجود دلربا را از خاک آفریده است. همچنین، شاعر به احساسات و عشق عمیقش نسبت به معشوق اشاره کرده و از آثار محبت و آرزوهایش سخن میگوید. در نهایت، او به غم و دلتنگی خود بابت دوری از معشوق و اشکی که به خاطر او میریزد، اشاره میکند. شاعر در کل به زیبایی و تاثیرگذاری عشق میپردازد.