نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما را اگر عدو بکشد هیچ باک نیست

تسلیم وحدتیم ، در این اشتکاک نیست

با اوست هرچه دارم و گویم نه با عدو

در اهتمام او ز عدو هیچ باک نیست

با درد او خوش است که بیمار عشق دوست

کی بر طبیب گردد اگر دردناک نیست

ما را بهشت و دوزخ و دنیا و دین یکی است

در عرصه ی سلوک، بلند و مغاک نیست

موقوف کفر و دین نشود مرد راه دوست

وامانده را ز قافله الّا هلاک نیست

غسلی برار و توبه کن از پیر زال حرص

بر پاک شوی عیب مکن مرده پاک نیست

او را شناس و بس که دگر هرچه هست و نیست

در اتصال وحدت حق اشتراک نیست

روشن به نور معرفت آن را که نیست چشم

دعوا کند که هست، به حق خدا ک نیست

بادش به دست ماند فردا نزاریا

در پای دوستان خدا هرکه خاک نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عشق و تسلیم در برابر وحدت و حقیقت الهی است. شاعر اظهار می‌کند که حتی اگر دشمن او را بکشد، هیچ اهمیتی ندارد زیرا او با عشق و وحدت زندگی می‌کند. درد عشق نسبت به خداوند برای او شیرین است و او هیچ ترسی از دشمن ندارد. در این مسیر، بهشت و دوزخ و دنیا و دین برای او یکی است. شاعر می‌گوید که هیچ چیز نباید مانع عشق به حق شود و انسان باید از دنیا و حیات مادی دل بکند و به سوی حقیقت و معرفت حرکت کند. در نهایت، او اشاره می‌کند که شناخت خداوند در اتحاد و یگانگی خود را نشان می‌دهد و فقط افراد پاک می‌توانند به نور معرفت برسند.