شمارهٔ ۳۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
یقینم که ضایع نماند مرا
زلالی به لب برچکاند مرا
اگر خواهد از تند بالای قهر
به قعر جهنم دواند مرا
و گر خواهد از پای گاه عدم
به فردوس اعلا رساند مرا
به سلطانیّ ام ملک باقی دهند
اگر بندۀ خویش خواند مرا
طفیل گدایان اویم اگر
به تخت کیی برنشاند مرا
که داند مگر دایۀ صنعِ او
که بهر چه می پروراند مرا
به کشتیِ همت نزاری مگر
ز بحرِ بلا بگذراند مرا
غلط می کنم زان که اوییِ او
ز ماییِ ما وا رهاند مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به باورهای عمیق خود درباره سرنوشت و اراده الهی اشاره میکند. او معتقد است که خداوند هرگز او را رها نخواهد کرد، حتی اگر در مسیر قهر و عذاب قرار بگیرد یا به بالاترین درجات بهشت برسد. او خود را بنده خدا میداند و از این بابت خرسند است. همچنین، شاعر به نوعی وابستگی به خداوند را بیان میکند و تأکید دارد که فقط خداوند است که میتواند او را از مشکلات نجات دهد و به مقامهای بالا برساند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که فقط خداوند میتواند او را از حالت "ما"ی انسانی به "او"ی الهی وا دارد.