شمارهٔ ۳۶۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
اگر عاشقی سر متاب از ملامت
غذا کن نه از آب و نان از ملامت
که دارد چو من طرفه بزمی که دارم
حریف و شراب و کباب از ملامت
همه نعمتم حاصل است و نباشد
کسی هم چو من کامیاب از ملامت
ز هرچ آن توان کرد با او اضافت
جفا کرده ام انتخاب از ملامت
موحّد خریدار باشد به جانش
مقلّد کند اجتناب از ملامت
اگر مایه ای بر سرش گستراند
تحاشی کند آفتاب از ملامت
به یک ذره بر من نیاید اگر خود
محیطی نباشد خراب از ملامت
نی ام زان شکایت کنان شتر دل
که ماند خرم در خلاب ملامت
من و بعد از این توبه در هم شکستن
خراب از نصیحت یباب از ملامت
به کنجی نشسته چو گنج از قناعت
به سر در کشیده نقاب از ملامت
نزاری مرو در خرابات مردان
و گر می روی سر نتاب از ملامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوع عاشقی و ملامت میپردازد. او میگوید که اگر عاشق باشی، نباید از ملامت و سرزنش دیگران ترسی داشته باشی و بهتر است به جای آب و نان، از ملامت تغذیه کنی. او به وضعیت خود اشاره میکند و میگوید که در زندگیاش همه چیز را دارد و هیچکس مانند او خوشبخت نیست. وی به جفا و انتخابها اشاره میکند و میگوید که هر کس میتواند در زندگی خود انتخابهایی داشته باشد، حتی اگر باعث ملامت شود. شاعر در نهایت تصریح میکند که نباید از ملامت بترسیم و اگر در دل این ملامت نشستهایم، چه بهتر که با آن کنار بیاییم.او تأکید میکند که حتی در خرابات هم نباید از ملامت فرار کرد و باید با آن روبرو شد.