شمارهٔ ۳۷۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شبنم نشسته بر ورق گل علی الصباح
خواهی که روح تازه برآید بیار راح
جهّال نشنوند ولی ممتنع بود
جز از خواص راح طلب کردن ارتیاح
از گردن خروس صراحی بریز خون
قبل الحدیث کرده به بسم الله افتتاح
جنبان و چست باش و سبک روح و تازه روی
زیرا که در فسرده نه خیرست و نه صلاح
فریاد عندلیب برآید ز گل ستان
مرغ سحر چو باز گشاید ز هم جناح
آواز چنگ و ضرب و اصول و حریف جنس
با راح بس موافق حال است هر صباح
از مونسی گزیر ندارم که می کنم
هر دم لطیفه دگر از طبعش اقتراح
گه می کند غرایب اشعارم استماع
گه می دهد عوایب ابیاتم اصطلاح
می خانه بی نزاری و پروانه بی چراغ
شاخیست بی شمایل و فالیست بی فلاح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای صبح و لذتهایی میپردازد که با آغاز روز نو در ارتباط است. شاعر به نقش روح و تازگی در زندگی اشاره میکند و بیان میکند که باید با نشاط و شادابی به زندگی پرداخت، زیرا در سکون و رخوت هیچ خیری نیست. او با استفاده از تصاویری مانند شبنم بر گل و آواز پرندگان، حال و هوای صبح را زنده میکند. همچنین به ذوق هنری و خوشی در خلق آثار ادبی و شعری خود اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه هر روز ایدههای جدید به ذهنش خطور میکند. در نهایت، شاعر به بیمعنایی و بیهدفی برخی چیزها اشاره میکند که بدون هدف و نیت واضح هستند.