نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یاری چو من از جملۀ عشّاق که دارد

بر سرو به هم افعی و تریاق که دارد

دل دار و دل آرام و دل آرای نگاری

با آن همه حسن این هم اشفاق که دارد

گو خلق ببینند که دل هایِ اسیران

آویخته از چنبرِ معلاق که دارد

زیرِ ورقِ سیم و فرازِ طبقِ گل

جفتی که در آفاق بود طاق که دارد

بر بامِ فلک ماهِ زِره موی که دیده ست

در باغِ جهان سروِ سمن ساق که دارد

ماهی که دهد پرتوِ رویش به فلک نور

در دایرۀ گردشِ آفاق که دارد

دیگر نکند سرزنشم زاهد اگر هیچ

داند که زمامِ دلِ مشتاق که دارد

بر شمعِ شبِستانِ محبّت چو نزاری

پروانه صفت طاقتِ احراق که دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این متن به زیبایی‌های عشق و دل و معشوق می‌پردازد. او از شگفتی‌های دل‌انگیز عاشقانی می‌گوید که در دنیای خود اشیای زیبایی دارند؛ مانند سروی که افعی و تریاق را در آغوش گرفته، یا دل‌هایی که با زیبایی معشوق در چنبر عشق گرفتار هستند. شاعر به توصیف زیبایی‌های طبیعی و پیوند آن با عشق می‌پردازد، و به تضاد بین زاهدی که ایشان را سرزنش می‌کند و آن عشق طاقت‌فرسا اشاره می‌کند. در پایان، به نقش شمع و پروانه در شبستان عشق اشاره می‌کند، که نشان‌دهنده سوز و گداز عشق است. به طور کلی، این شعر بیانگر زیبایی، عشق، و گرفتار شدن دل‌ها در دایره این احساسات است.