شمارهٔ ۴۲۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
هر کس نظرِ خاطر با خوش منشی دارد
آری دلِ مشتاقان با جان کششی دارد
از طعنۀ بی حاصل بدخواه چه می خواهد
او عاقل و من عاشق هر کسی روشی دارد
گر تو بروی امّا در پردۀ زهّادی
این رندِ خراباتی هم پرورشی دارد
صرّافِ وجودِ ما خونِ دلِ رز باشد
خود سنگِ محک گوید هر زر که غشی دارد
ما ریخته خونِ رز در حلقِ و حسودِ ما
خونِ دل خود خورده هر کس خورشی دارد
گفته ست نزاری را ناگاه بسوزانم
من نیز رضا دادم گر یخ تبشی دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و چالشهای آن میپردازد. شاعر به تفاوتهای نگرش و طرز تفکر افراد اشاره میکند و میگوید هر کسی روش خاص خود را در زندگی دارد. او به طعنههای بدخواهان بیاثر اشاره میکند و معتقد است که عشق و دلسپردگی فراتر از این نوع نظرات است. همچنین به ارتباط عمیق عاشق و معشوق و تأثیرات آن بر زندگی افراد پرداخته و نشان میدهد که حتی در دل شکستگیها و حسادتها، عشق و ارادت همچنان برجا است. در پایان شاعر اشاره میکند که اگرچه ممکن است دچار شکست شود، ولی همچنان در این احساسات خود باقی خواهد ماند.