نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

منکر می خواره از حد می برد

پرده خلوت نشینان می درد

محتسب تشنیع های معتبر

می زند با آن که خود هم می خورد

می فروشد جامه تقوا به می

مردم آزاری به جان وا می خرد

خرمن اوقات غارت می کند

دام تزویر و حیل می گسترد

این همه احداد بی توجیه نیست

کز کنار او در میان می آورد

هم بدو عاید شود افعال او

چون پس و پیش عدالت ننگرد

مردمی باید که در سر و علن

چون نزاری خون خورد جان پرورد

مست باشد از سماوات العلا

بر براق همت آسان بگذرد

مرغ جان بر سدره دارد آشیان

کو به بال شوق جانان می پرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و طعنه به افرادی می‌پردازد که خود را موجه می‌دانند اما در حقیقت در اعمالشان hypocrisy (دوپهلویی) و تزویر دارند. شاعر به محتسب و افرادی که برآورده‌های تقوا و مذهب را به نمایش می‌گذارند اما خود در حال ارتکاب گناه هستند، اشاره می‌کند. او از بی‌عدالتی‌ها، ستم به مردم و نفاق در جامعه گلایه می‌کند و در نهایت بر ضرورت داشتن روحی والا و آزاد تأکید می‌کند که از دنیای معنوی و الهی سرشار باشد و با شوق به سوی حق حرکت کند.