شمارهٔ ۴۸۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
یار آن است که با یار موافق باشد
ایمن و ساکن و صافی دل و صادق باشد
یک جهت باید و یک دل که بود صاحبِ وجد
دو سری و دو دلی کارِ منافق باشد
هر چه پیش آیدش از نیک و بد و خوف و رجا
یار آن است که با یار موافق باشد
بی کم و کیف به هم داند و تسلیم کند
دوست را هر چه پسندیده و لایق باشد
بل که گر جان طلبد هیچ تفاوت ننهد
گر نهد عذر و کند دفع نه عاشق باشد
لایقِ عشق و محبّت نبود خاصه دلی
که سرآسیمه به انواعِ علایق باشد
عاشقِ سوخته خرمن چو نزاری باید
که به تشنیع در افواهِ خلایق باشد
همه شب بر سرِ کویِ صَنَمی گل رخ سار
با دلِ سوخته در خون چو شقایق باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ویژگیهای یار حقیقی و عاشقانه سخن میگوید. شاعر میگوید که یار آن کسی است که با یار خود همدل و صادق باشد و در یک جهت و با یک دل حرکت کند. او تأکید میکند که اگر کسی به دو سمت و دو دل باشد، منافق است. یار واقعی باید همه نیک و بد را بپذیرد و تسلیم عشق شود و آنچه را که دوستش سزاوار میداند، بدون کینه و حسادت ارائه دهد. عشق واقعی به حدی عمیق است که اگر حتی جان هم در خطر باشد، تفاوتی نمیکند. شاعر همچنین اشاره میکند که عاشق واقعی نباید تحت تأثیر علایق مختلف قرار گیرد و باید قلبش را صرفاً به عشق بسپارد. در نهایت، تصویری از عاشق سوخته را به تصویر میکشد که با دل سوخته و تحت فشار جامعه، عاشق کسی است که زیبایی و جذابیت او را تحسین میکند.