نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در مذهبِ ما کعبه و بت خانه نباشد

اندیشۀ خویش و غمِ بیگانه نباشد

هر کس روشی دارد و رایی و مرادی

ما را به جهان جز غمِ جانانه نباشد

آخر برِ ما آی که خلوت گهِ سیمرغ

آسوده تر از گوشۀ می خانه نباشد

می بر تنِ ناپاک حرام است بلی تو

با اهلِ صفا خور که حرامانه نباشد

با ما سخن از چنگ و دف و مطرب و می گوی

نه وعظ که ما را سرِ افسانه نباشد

ظاهر همه در مسجد و باطن به خرابات

مردان نپسندند که مردانه نباشد

گویند که دیوانه ببوده ست نزاری

این راز کسی داند و دیوانه نباشد

از غایتِ [حبّ است] وگرنه نظرِ شمع

بر کشتنِ بی حاصلِ پروانه نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از نزار می‌گوید که در مذهب ما کعبه و بت‌خانه وجود ندارد و تنها اندیشه‌ها و غم‌های شخصی اهمیت دارند. هر کس روش و مرام خود را دارد و ما را جز غم جانانه در دنیا چیزی نمی‌سازد. در خلوتگاه سیمرغ، آرامش بیشتری از میخانه‌ها نمی‌توان یافت. نوشیدنی حرام است، اما با اهل صفا نباید به حرام فکر کرد. در اینجا صحبت از موسیقی و لذت‌هاست و نه وعظ و نصیحت. افراد راستین، ظاهر مذهبی ندارند و باطنشان از فضیلت خالی نیست. شاعر اشاره می‌کند که عشق و دیوانگی او ناشی از عشق عمیق است و حتی نگاه به شمع، بر کشتن بی‌نتیجه پروانه نمی‌ارزد.