نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

که را طاقت امتحان تو باشد

مگر آن کسی را که آن تو باشد

چو من عاجزی مستمندی حزین را

کجا طاقت امتحان تو باشد

ترا عاشقی دین برافکنده باید

چنینی چو من کی چنانِ تو باشد

ترا پاکبازی مجرد بباید

که سر دفتر داستان تو باشد

ز دُنیی و عقبی گرفته کناری

میانِ بلا پهلوان تو باشد

به دعوی تواند برون آمدن نی

کسی خاصه کو ناتوان تو باشد

رموز تو در یافتن نیست ممکن

مگر ترجمان هم زبان تو باشد

همه عمر چیزی نگفتم نکردم

که شایسته آستان تو باشد

اگر تو نگویی نزاریِ مایی

نزاری مسکین کیان تو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبت خالصانه‌ای می‌پردازد که تنها برای افرادی خاص و شایسته وجود دارد. او به این نکته اشاره می‌کند که تنها کسانی که از درک و ظرفیت عاشقی بالایی برخوردارند، می‌توانند آزمایشات امتحانات عشق را پشت سر بگذارند. شاعر خود را عاجز و مستمند می‌داند و به قدرت و صلابت عشق معشوق اشاره می‌کند. او همچنین به بی‌اعتنایی به دنیا و الزامات آن تأکید دارد و می‌گوید که تنها با بهره‌مندی از عشق و درک عمیق می‌توان درک درستی از معانی و رموز عشق پیدا کرد. در نهایت، شاعر به ناتوانی خود در گفتن و بیان کردن چیزهایی که شایسته حضور در آستان معشوق است، اشاره می‌کند و بر این موضوع تمرکز می‌کند که بدون تأیید معشوق، او را نمی‌توان عاشق واقعی دانست.