شمارهٔ ۵۰۳ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دلبر ما فرشته خو باشد
روح ما را فرح ازو باشد
دلبر ما می است می که چو روح
همه خاصیتی درو باشد
بد اگر بد خورد نباشد نیک
هرکه نیکو خورد نکو باشد
هرچه ناحق خوری حرام بود
آب رز هم چو آبِ جو باشد
یار عفریت خو چه باشد مار
دلبر ما فرشته خو باشد
سخن اینست و بس که را چندین
سر بیهوده گفت و گو باشد
توبه یارب نزاری و توبه
راست چون سنگ بر سبو باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ویژگیهای دلبر و عشق است. شاعر میگوید که محبوب او مانند فرشته است و روح او را شاد میکند. او عشق را به می تشبیه میکند که روح و خاصیتهای نیکو در آن نهفته است. شاعر تاکید میکند که اگر کسی کار بدی انجام دهد، نیکو نخواهد بود و هر چیزی که ناحق باشد، حرام است. همچنین به این نکته اشاره دارد که یار بد چه خاصیتی میتواند داشته باشد. در نهایت، شاعر به توبه اشاره میکند و میگوید که توبه واقعی باید همچون سنگ بر سبو محکم و قوی باشد. در کل، شعر به عشق، نیکی و توبه میپردازد.