نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم تا کی چنین دیوانه باشد

چراغ عشق را پروانه باشد

به وجهی چون سرش سودا گرفته

روا باشد اگر دیوانه باشد

به دیگر وجه رندی پاک باز است

که کنج گلخنش کاشانه باشد

جم وقتم ولی در مسند عشق

نه چون جغدم که در ویرانه باشد

کسی را دوست می دارم که با من

همیشه همدم و هم خانه باشد

مرا باید که در پیمان من یار

چو می لب بر لب پیمانه باشد

اگر خواهی که باشی پهلوانی

ز خود بگریز تا مردانه باشد

نزاری محو شو در ذرات محبوب

سخن این و جز این افسانه باشد

کسی را اقتدار عشق بایست

که چون من با خرد بیگانه باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حس عشق و دیوانگی ناشی از آن است. شاعر از دیوانگی‌اش بر اثر عشق می‌گوید و بیان می‌کند که این حالت طبیعی است. او به محبت واقعی اشاره می‌کند که باید با همدمی و هم‌نشینی باشد. عشق باید در یک پیمان راستین شکل بگیرد و اگر کسی می‌خواهد که در این میدان قهرمان باشد، باید از خود بیرون برود و همچنان محو محبوب شود. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که کسی که می‌خواهد در عشق قدرت داشته باشد باید با عقل و خرد بیگانه باشد.