شمارهٔ ۵۱۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مقری صبوح کرده بر مناره شد
آوازه منادیِ او بر ستاره شد
در داد الصلات که هان ای صبوحیان
خیزید هین که دور حریفان سه باره شد
از بس که می کشند ز پس قاضی و خطیب
دستارهای سد چله شان پاره پاره شد
شب از پی پیاله و روز از پی خمار
این در جوار حیله و آن در غراره شد
قاضی معاف شد به قراتمغه از قلان
مقری به آل تمغا وضع از شماره شد
ضرب اصول محتسب و لحن دل گشای
در گوشِ هوش اهل طرب گوشواره شد
وا حسرتا که گردن و گوش صلاح و خیر
از شومی عوانان بی طوق و یاره شد
صدری معظم است و امیری ممکّن است
هر خر بطی که بر دو رکابی سواره شد
آری به اختلاف زمان از مدار چرخ
بسیار یک سواره امیر هزاره شد
دیریست تا خدنگ مرا از کمان کام
بیرون ز شستِ حیله و بازوی چاره شد
از جمع ضد خویش خرد را نزاریا
باید ضرورتا ز میان بر کناره شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای یک شب میپردازد که در آن منارهای به صدا درآمده و مردم را به نماز دعوت میکند. تصویرهایی از زندگی روزمره، مانند قضاوت قاضی و سخنرانی خطیب و تاثیر شراب و خمار بر حالت افراد، به نمایش گذاشته شده است. شاعر به تناقضات اجتماعی اشاره میکند و از وضعیت ناگوار و بدعهدی عدهای از افراد در جامعه به شدت انتقاد میکند. همچنین، او به نابرابریها و تفاوتهای اجتماعی میان افراد اشاره میکند و به نوعی از تشکیل گروههای جدید بر اساس ضرورت در برابر مشکلات سخن میگوید. در کل، شعر حاوی مضامین اجتماعی، اخلاقی و فلسفی است که به بررسی وضعیت انسانها در جامعه میپردازد.