نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

هر چند که می حرام کردند

رمزی‌ست که در کلام کردند

امّا چه کنم اگر حلال است

می خوردن اگر حرام کردند

با ما سخن از مبادیِ کون

در کُن‌فیکون تمام کردند

گر زان که حلال نیست باده

از چه لقبش مدام کردند

چون صورت جان بدید در جام

زان نسبت جم به جام کردند

در حک بدید احمدِ جام

زان ___ به جام کردند

چه جام و چه جم برو که رندان

سلطانان را غلام کردند

بر سر کردند جام و جان را

سکرانِ علی‌الدوام کردند

صیدِ من و ما شدی نزاری

مردان کم ننگ و نام کردند

اسرارِ بهشت و دانه آدم

صید از من و از تو دام کردند

لا حول مگو اگر ملایک

بر تو هر دم سلام کردند

گر تو نه تو ای سر نهادی

بر سجدهء تو قیام کردند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مسائلی مانند حلال و حرام در نوشیدن می‌پردازد و به نوعی در مورد احوالات و اسرار عرفانی صحبت می‌کند. شاعر از تناقضات موجود در باورها و رفتارهای اجتماعی می‌گوید و به جایگاه عشق و شوق در زندگی اشاره می‌کند. او به جام و سکر اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در قرآن نیز به این موضوع فرموده شده است. در نهایت، شاعر به تأثیر وجود انسان بر عالم هستی و جایگاه او نزد ملایک پرداخته و بیان می‌کند که اگر انسان به مقام واقعی خود برسد، مورد احترام قرار می‌گیرد.