نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در سرم شوری تقاضا می کند

رغبت دیوانگی ها می کند

من نمی دانم چه دارد در حساب

راز پنهان آشکارا می کند

می نماید روی و می پوشد جمال

امتحان است این که با ما می کند

عشق یعنی پادشاه ملک و دین

حکم بر اعضا و اجزا می کند

رازدار خاص سلطان ستر او

زهره کی دارد که پیدا می کند

خویشتن پوشیده می دارد ز خلق

وان نه بر تقلید و عمیا می کند

هر که دارد سینه پرگوهر مقام

چون صدف در قعر دریا می کند

پای در ره نه نزاری مردوار

استعانت حق تعالی می کند

هیچ کس هرگز به خود کاری نکرد

ورکند کاری از آنجا می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات و تجربیات درونی شاعر می‌پردازد. او از شوری در سر و رغبت به دیوانگی صحبت می‌کند و در جستجوی درک رازهایی است که در زندگی‌اش رخ می‌دهد. عشق به عنوان پادشاهی معرفی می‌شود که بر اعضا و اجزای وجود انسان حکم می‌راند و نشان‌دهنده قدرتی برتر است. شاعر اشاره می‌کند که هر کسی که دارای جوهر و مقام است، مانند صدفی در عمق دریا، با ارزش و پنهان است. او تأکید می‌کند که هیچ‌کس بدون یاری الهی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که باید به راه حق قدم گذاشت.