نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۶ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

آهِ ندامت ز شیخ وشاب بر آید

آری چندان که آفتاب بر آید

عشق دمی در دمد به صورِ محبّت

بو که سرِ خفتگان ز خواب برآید

از جگرِ منتظر نوایرِ حسرت

در جسدِ آلِ بوتراب بر آید

هیچ نمانده ست کز خزاینِ ظالم

بانگ به تاراجِ انقلاب برآید

برقِ محبّت محیطِ عقل بسوزد

آتشِ عشق از میانِ آب برآید

صاعقۀ عشق اگر شود متواتر

دود ازین تودۀ خراب برآید

حاسد اگر قرعه یی زند به تفال

در حقِ او آیۀ عذاب برآید

در حقِ ما هر که بد سگالد و گوید

روزِ مکافات از ثواب برآید

آتشِ آهم اگر به دیر درافتد

دود ز خُم خانۀ شراب برآید

ما و خراباتِ عشق رغمِ عدو را

جان ز تنش تا به تفت و تاب برآید

مجلسِ ما خوش تر از بهشت که هر دم

حوروشی دیگر از نقاب برآید

پیشِ رباب از فراقِ دعد بنالد

زاریِ زیرش چو از رباب برآید

بخت دگر باره گر دری بگشاید

کامِ نزاری ز فتحِ باب برآید

آری اگر فطرتش مناسبِ حال است

دعوتِ مظلوم مستجاب برآید

دولت اگر خود مساعدت نکند هیچ

فتنه ز تسکین به اضطراب برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و احساسات عمیق انسانی سخن می‌گوید و به نکات مختلفی اشاره می‌کند. او به ندامت و پشیمانی از گذشته می‌پردازد و تأثیر عشق بر زندگی انسان‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهد. شاعر بیان می‌کند که عشق می‌تواند خواب را از چشم انسان‌ها بزداید و حسرت و yearning از دل برآید. او همچنین به ظالم و ظلم اشاره می‌کند و می‌گوید که در شرایط سخت، امید و عشق حتی می‌تواند از دل آتش و آب نیز زاده شود. شاعر به تبعات حسد و ستم می‌پردازد و می‌گوید در نهایت، هر کس در حق ما بدی کند، نتیجه آن را خواهد دید. در عین حال، مجلس عشق را از بهشت خوش‌تر توصیف می‌کند و نوید امید و بهروزی را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد. در نهایت، تأکید می‌کند که اگر بخت و اقلیم مساعد نباشد، مشکلات و فتنه‌ها بیش از پیش خواهد شد.