نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یار با ما امتحانی کرد باز

لیک با بیگانه نتوان گفت راز

گر چه می‌کوشیم و جهدی می‌کنیم

تا کنیم از خودنمایی احتراز

خود اگر در خانه آبی می‌خوریم

بر سر بازار می‌گویند باز

مردمان گویند خودبینی مکن

راست با ما در میان آ کژ مباز

آن یکی گوید بیا رویت مکن

وین دگر گوید برو خود بر مساز

دیگری گوید نزاری نیست آن

کو طریقی پیش گیرد بر مجاز

راست می‌گویند هم آن و هم این

باطنی بر لات و ظاهر در نماز

ای مسلمانان مسلمانی کجاست

می‌شتابم در طلب شیب و فراز

گو که می‌گوید که دارد گو بگوی

با من است ای یار گرد سر متاز

پایمردی گر به دست آید چنین

یافتم رضوان و حاصل شد جواز

ورنه دست از دامن کوته کنید

معرفت باید نه دستار دراز

ای دریغا گر نزاری داشتی

محرمی مشفق، امینی دل‌نواز

چون ندارد لاجرم برداشته‌است

از سر بی‌چارگی دست نیاز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تضاد و چالش‌های اجتماعی و درونی انسان‌ها اشاره می‌کند. او از تلاش‌های خود برای خودنمایی و فریب‌کاری در جامعه می‌گوید و بیان می‌کند که دیگران در مورد خودبینی هشدار می‌دهند. همچنین به نظرات متناقض اطرافیان در مورد رفتار فرد اشاره دارد و از جستجوی حقیقت و معنای حقیقی در زندگی سخن می‌گوید. در نهایت، او به اهمیت شناخت در مقابل ظاهرگرایی تأکید می‌کند و از تنهایی و عدم حمایتی که ممکن است احساس کند، ابراز افسوس می‌کند.