شمارهٔ ۶۵۹ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زبان تیز دارم همچو الماس
ز الماسم بترسید ایّهاالناس
ملامت تا به کی خواهم کشیدن
ازین مشتی خطا بینان نسناس
خدنگ آه من از چرخ بگذشت
چو تیز ناوک از اوراق قرطاس
دوای درد من داند طبیبی
که فربه بازبشناسد ز آماس
چه داند آنکه از دکّان عطّار
نداند فرق کردن خانه کنّاس
تواند مرده زنده کرد هرگز
فسرده هم چو روحالله به انفاس
فروافتاد تشتِ نام و ننگم
ز بام گنبد این نیل گون آس
صدای عشقم از صندوق گردون
برآمد تا فتاد این مهره در تاس
مرا در بزم فطرت عشق در حلق
دمادم ریخته کاس از پی کاس
اگر مستی کنم بر من مکن عیب
ز مستی من ای هشیار مهراس
برآوردم درون خنب غسلی
فرو شستم وجود از چرکِ ادناس
غلام مرد دهقانم چه بودی
که بر خمخانه شب میداد می پاس
نزاری خوشهچین خرمن اوست
اگر پشتش شود چون ماه نو داس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با بهرهگیری از زبان تیز و قوی خود، از عواطف و احساسات عمیقش سخن میگوید. او به مردم هشدار میدهد که از تیزی کلامش بترسند و از سرزنشها و بدگوییها خسته شده است. شاعر به نقش دکتر و درمانگری اشاره میکند که باید دردهای او را بشناسد و درک کند. او همچنین به موضوع عشق و مستی میپردازد و بیان میکند که در حالت مستی، نباید او را قضاوت کنند. در نهایت، شاعر از زندگی و تلاشهای کشاورزانه سخن میگوید و به ارزشهای ساده و واقعی زندگی اشاره میکند.