نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

زاهد مخمور را راهِ مناجات بس

عارف مجموع را کنج خرابات بس

شاهد ما گو درآی تا نظری خوش کنیم

بی‌غرض عشق را ذوق ملاقات بس

زهد مورز ای فقیه باده ‌خور و عشق باز

گر دم ما می‌زنی هم روش مات بس

معرفت کردگار وصف کن ار عارفی

ور نه کرم کن خموش چند کرامات بس

ز آن چه تو گم کرده‌ای باز نیابی به بانگ

نعره مزن تا به کی زین همه طامات بس

رمز نزاری نگر تا که بدانی که چیست

یعنی اگر طالبی رهبرِ دانات بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمایل و اشتیاق به ارتباط و مناجات با معشوق و خداوند اشاره دارد. شاعر به زاهدان و فقیهان هشدار می‌دهد که از زهد و دوری از دنیا صرف‌نظر کنند و به عشق و باده‌نوشی روی آورند. او بر اهمیت عشق و تجربه‌های معنوی تأکید می‌کند و می‌گوید که تنها دانایی و معرفت واقعی در عشق و رفاقت با معشوق نهفته است. همچنین اشاره می‌کند که جستجوی حقیقت و درک عمیق از خداوند نیازمند رهبری و آگاهی است و صرف ناله زدن کافی نیست. در کل، این شعر دعوتی به زندگی عمیق‌تر و پرمعناتر است.