شمارهٔ ۶۷۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پند داعی بشنو پسرو پندار مباش
تخم شیرین ز پی مائده دو شوره مپاش
مشرکان دعوی توحید نکردندی کاش
چه کند طاقت خورشید ندارد خفّاش
فقها بیهده گویند و مشایخ فحّاش
همه ادرار ربایند و همه وقف تراش
باش یکروی و قوی باش و موافق کنکاش
گاه مرهم منه و گاه جراحت مخراش
من اگر چند نیام زاهد و هستم قلّاش
هستم آزاد و نیام بندهٔ اسباب معاش
پاکرو را چه غم ار عیب کنندش اوباش
زان که مردانِ خدایاند به بدنامی فاش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به اهمیت پذیرش پند و اندرز اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید به ظواهر فریبنده دل بست. او از مثالی استفاده میکند که نمیتوان تخم شیرین را با چیزهای تلخ آمیخت. همچنین، به نقد افرادی میپردازد که ادعای توحید میکنند اما اعمالشان نشاندهنده چیز دیگری است. او به فقیهان و مشایخ اشاره میکند که گاهی بیفایده حرف میزنند و دیگران را به بیراهه میبرند. شاعر توصیه میکند که باید با یک رو و صادقانه زندگی کرد و در عین حال نسبت به اعمال خود آگاه بود. او همچنین به آزادی خود اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که اگرچه ممکن است در نظر دیگران به شکل زاهد به نظر آید، اما در واقع آزاد است و به بند اسباب دنیا گرفتار نیست. در نهایت، او بر این باور است که مردان خدا از بدنامیها نمیترسند و به ایمان خود پایبندند.