نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۳ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

درونِ سینه یی دارم پر آتش

دلی از آتشی چون آبِ رز خوش

به هم اضداد را چون ممتزج کرد

تعالی الله به یک جا آب و آتش

عجب خاصیّتی دارد از اوّل

بود بیگانه امّا آشنا وش

به آخر می کند اضداد را جمع

اگرچه ز ابتدا دارد مشوّش

به وجهِ می گرو کن هر چه داری

کلاه و موزه و قربان و ترکش

همه جز دوست کّلِ آفرینش

حجابِ تست باید کرد ترکش

من و یک هم نفس کوهست و من نه

زمین گو هفت می باش و جهت شش

هوایِ حرص و آز الحمدلله

نزاری را ندارد در کشاکش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر از درون سینه‌اش آتشی را توصیف می‌کند که نشان‌دهنده احساسات و تضادهای درونی اوست. دل او از آتش و آب، نشانه‌ای از وجود تضادها، پر شده است. او به بلاغت اشاره می‌کند که چگونه به رغم تضادها، با قدرت الهی همه چیز به هم می‌آید و به وحدت می‌رسد. شاعر از عواطف انسانی و سرنوشت صحبت می‌کند و به ضرورت رابطه با دوست واقعی تاکید دارد، چرا که تمام چیزهای دیگر حجاب‌هایی هستند که باید به جانب دوست کنار گذاشته شوند. همچنین، احساس حرص و آز که در انسان وجود دارد را با کمال‌طلبی نازل می‌کند و به نوعی آرامش در این کشاکش‌ها اشاره می‌کند.