شمارهٔ ۶۸۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خدایا ازین مسکراتم ببخش
به مردانِ خود سیّئاتم ببخش
چو بس تشنۀ رحلتم ای کریم
گران شربتی ز آن فراتم ببخش
چو خاصانِ مخلص به آزادگی
ز دیوانِ خود یک براتم ببخش
به کشتیِ نوحِ عنایت درون
ز طوفانِ غفلت نجاتم ببخش
چو زین قلزمم داده باشی نجات
ز گردابۀ مهلکاتم ببخش
چو فرزین اگر چند کژ رفته ام
تو رحمت کن از شاه ماتم ببخش
تو آورده ای و تو پرورده ای
خطای نفوس و ذواتم ببخش
خلاصم ده از بت پرستیِ خود
به الّا الله از لایِ لاتم ببخش
مرا خوش روان کن چو خوش داشتی
به یک لمحۀ التفاتم ببخش
از آن پیش کز پس درآید اجل
برون بر ازین مشکلاتم ببخش
قسم بر تو استغفرالله لک
به فضلت که پیش از وفاتم ببخش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعا و استغاثه به خداوند است. شاعر از خدا میخواهد که او را از گناهان و خطاهایش ببخشد و به ویژه به خاطر مسکرات و سیئاتش عذرخواهی میکند. او با تشنگی به رحمتهای الهی اشاره کرده و درخواست کمک و نجات از مشکلات و غفلتها دارد. شاعر از خدا میخواهد که او را از بت پرستی رهایی بخشد و به رحمتش زندگیاش را بهبود بخشد. در آخر، او با تأکید بر اینکه از خدا طلب عفو میکند، امید دارد که پیش از مرگ در مشکلات رهایی یابد.