نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

خوش عالم عاقلان مدهوش

خوش وقت سخن وران خاموش

با عشق خوش است خاصه مفرد

با یار خوش است خاصه مدهوش

مردان که در آمدند بی چشم

از خانه برون شدند بی گوش

رسوا شد و فاش هرکه برداشت

از خوان چه‌ ی سرّ دوست سرپوش

کی طاقت بار عشق دارند

نازک دلکان بی تن و توش

گو دور شو از مصاف بد دل

ور نه چو دد بهیمه مخروش

در گردن دیگران مکن دست

تا با تو شود وفا هم آغوش

در باغ جهان ز نامرادی

رز کار نزاریا و می نوش

بر آتش تیز عشق می باش

تا پخته شوی تمام برجوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و حالت‌های انسانی می‌پردازد. شاعر به عشق ناب و حقیقی اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق باید با وقوعی خاص و با فردی خاص تجربه شود. همچنین، او به رنج و سختی عشق و ناتوانی برخی از افراد در تحمل آن اشاره می‌کند. در نهایت، پیام اصلی شعر این است که باید از تنش‌ها و دردها فاصله گرفت تا عشق واقعی و خالص را تجربه کرد، و باید صبور بود تا در آتش عشق به پختگی رسید.