شمارهٔ ۷۲۰ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دگر باره اگر بینم جمال عالم آرایش
چو دامن بر نمی دارم سر شکرانه از پایش
زبخت رفته خوش خندم ز عمر رفته خرسندم
اگر در سال ها باشد به من یک لحظه پروایش
ز خاکم سرو و گل آخر به جای خار و خس رستی
اگر بر خاک برخونم فکندی سایه بالایش
ز آشوب رقیبانش تفاوت نیست چندانی
تواند چاره ای کردن ولی تا چون بود رایش
نزاری بعد از این جانا ندارد طاقت هجران
بیا بنمای قامت را قیامت بیش منمایش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای عالم و احساس شکرگزاری سخن میگوید و بیان میکند که حتی اگر به جای زندگی پر از مشکلات، یک لحظه از زیباییهای زندگی را تجربه کند، خوشنود خواهد بود. او از تغییرات طبیعی مانند رویش گل و سرو به جای خار و خس یاد میکند و نشان میدهد که در برابر رقیبانش نگرانی ندارد. شاعر در پایان، از معشوقش میخواهد که به او نشان دهد که دیگر نمیتواند هجری را تحمل کند و در انتظار دیدن زیباییاش است.