شمارهٔ ۷۸۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر بویِ وفایی که ندیدم ز تو نا اهل
افسوس جفایی که کشیدم ز تو نا اهل
جز غصّه و بی داد نخوردم ز تو بی رحم
جز زهرِ ملامت نچشیدم ز تو نا اهل
بس تن که به خواری بنهادم ز تو ناجنس
بس دستِ تغیّر که گزیدم ز تو نا اهل
یا رب چه بلاها که کشیدم ز تو ظالم
یا رب چه جفاها که شنیدم ز تو نا اهل
گفتی ز من است این که به جایی نرسیدی
الحق به کمالی نرسیدم ز تو نا اهل
دیگر نبرم نامِ تو وز تو نکنم یاد
پیوندِ محبّت ببریدم ز تو نا اهل
تو هم بحلی گر نکنی یاد نزاری
بس دم که به افسوس خریدم ز تو نا اهل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دلتنگی و ناامیدی از کسی است که شاعر به او عشق ورزیده، اما در عوض تنها جفا و بیمهری از او دیده است. شاعر از درد و رنجی که از این رابطه متحمل شده سخن میگوید و به خداوند میخواهد که از بلایایی که کشیده، آگاه باشد. او به این نتیجه میرسد که دیگر او را به یاد نخواهد آورد و پیوند محبتش را با او قطع کرده است. در انتها، شاعر از طرف مقابل میخواهد که اگر او هم یادش نمیکند، دیگر به او افکار غمگین برنگردد.