نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا کز تو نمی باشد شکیبم

به جان آمد دل از چندین فریبم

مکن تدبیرم ای جان در جدایی

که خون شد زهره آخر زین نهیبم

اگر نازی کنی آری و لیکن

نباشد طاقت چندین عَتیبم

اگر صد ره عنان از من بپیچی

منت تا زنده باشم در رکیبم

بهل تا سر نهم بر پشت پایت

چه می داری چو زلفت بر نشیبم

نه با تو می توانم بُد نه با خود

که خواهد برد بیرون زین حجیبم

بدین زاری بریدن از نزاری

بدین زودی نباشد در حسیبم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر که به زبان عاشقانه نوشته شده، بیانگر احساسات عمیق و دردناک عشق است. شاعر از بی‌تابی و ناامیدی خود در جدایی صحبت می‌کند و به محبوبش می‌گوید که نمی‌تواند با دوری او کنار بیاید. همچنین از ناتوانی و درد ناشی از این جدایی و فریب‌ها سخن می‌گوید، و ابراز می‌کند که هیچ تدبیری نمی‌تواند او را از این وضعیت نجات دهد. در کل، این متن به عمق عشق و رنج ناشی از آن اشاره دارد.