نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰۹ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ازین ورطه بیرون شوی نیستم

غمِ دنیی و دین جوی نیستم

هوایِ زمین و زمان در سرم

نگنجند هرگز هَوی نیستم

برین کهنه خُلقانِ خود قانعم

بدل گو مباش ار نوی نیستم

چو گنجم درین کُنج و بس فارغم

که چون باد هرزه دوی نیستم

فدا کرده جانم چو فرهادِ مست

ستم کاره چون خسروی نیستم

اگر ره بری نیستم در سلوک

چنان دان که بی ره روی نیستم

نزاری نزارم چه آید ز من

سترگی جهان پهلوی نیستم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیانگر احساساتی عمیق و مخصوص به خود است. او از دنیای مادی و مشکلات زندگی کناره‌گیری کرده و نشان می‌دهد که به دنبال حقیقت و معنای عمیق‌تری است. او خود را از زنجیرهای وابستگی به دنیا آزاد می‌بیند و به تعبیری می‌گوید که همواره در جستجوی سلوک و راهی به سوی حقیقت است. او به عدم وابستگی به نظرات دیگران اشاره می‌کند و خود را در فضایی آزاد و فارغ از قید و بندها می‌بیند. در نهایت، او تأکید می‌کند که اگرچه در مسیر سلوک رهبر خاصی ندارد، اما به حرکت خود ادامه خواهد داد و از حواشی دنیا دور است.