نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲۴ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

ز می توبه کردم ز مستی نکردم

نگفتم دگر گِردِ مستان نگردم

اگر بوده ام دامن آلوده از می

چو بر آبِ رز بود خونی نکردم

اگر جرأتی رفت الحمدُلله

که با آبِ رز خون مردم نخوردم

مرا توبه دادند از می پرستی

ازین پس اگر می پرستم نه مردم

میِ لعل از آن می خورم تا نسازد

به خاکِ زمرّد گیا روی زردم

بر احوالِ من هست جایِ ترحّم

ولی هر کسی نیست آگه ز دردم

نزاری به زاری به زاری نزاری

همین است و بس شیوۀ عکس و طردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به موضوع توبه و ندامت از مستی و می‌پرستی اشاره دارد. گوینده اعلام می‌کند که از شراب‌خواری توبه کرده و دیگر به می‌خانه نخواهد رفت. او اشتباهات گذشته‌اش را می‌پذیرد، اما می‌گوید که خون مردم را نریخته و به آن‌ها آسیب نزده است. او همچنان نیاز به شکلی از نوشیدنی دارد، اما این بار به‌دور از آسیب به دیگران. گوینده احساس می‌کند که وضعیتش قابل ترحم است، اما دیگران از درد او آگاه نیستند. در انتها، او به نوعی عزلت و جدایی از جامعه اشاره کرده و می‌گوید که این وضعیت او را تنها تکرار می‌کند.