شمارهٔ ۸۷ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بیمار عشق را چه مداوا کند طبیب
تعلیم عاقلانه مده گو مرا ادیب
ما توبه در مقابل عصیان نیاوریم
تمکین عاقلان ز مجانین بود عجیب
زنّار اگر ببندم و ساکن شوم به دیر
ماییم و عشق و هرچه اشارت کند حبیب
در دین توبه مذهب ما هیچ فرق نیست
از طیلسان ملت اسلام بر صلیب
آری تو بر مراتب ابداع طالبی
اما تو را نصیب نکردند از آن نصیب
احول به هیچ وجه نبوده ست راست ببین
زین پیش گفته اند که اعما بود غریب
با مدعی بگوی نزاری که روی دوست
پوشیده نیست الّا بر دیده ی رقیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و چالشهای آن صحبت میکند. شاعر از ناکامی در درمان درد عشق توسط پزشک صحبت میکند و میگوید که علم و ادب نمیتواند این درد را مداوا کند. همچنین به توبه در مقابل گناه اشاره میکند و میگوید که این موضوع برای عاقلان عجیب به نظر میرسد. در ادامه، شاعر از عشق و ارتباط آن با دین و مذهب میگوید و تأکید میکند که توبه در دینشان هیچ تفاوتی ندارد. همچنین اشاره میکند که برخی افراد ممکن است در جستجوی حقیقت و ابداع باشند، اما به آن نرسند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی بر همگان هویداست، اما برای افرادی که نگاه عمیقی ندارند، ممکن است پنهان باشد.