شمارهٔ ۸۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به وعده مده بیش از اینم فریب
که نازک دلان را نباشد شکیب
تو را هر چه می بینم از خوی تو
نمی بینم الّا ستیز و عتیب
جفا بر اسیران بی دل کنند
ولیکن هم آخر به حد و حسیب
اگر دل به دل می رود باک نیست
میان دو یک دل نباشد حجیب
به پای طلب در بیابان عشق
محلی ندارد فراز و نشیب
عنان چون بدادی نزاری ز دست
مگر پای داری کنی چون رکیب
به تسلیم در قلزم عشق رو
مدار از نهنگ ملامت نهیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ناامیدی و دلشکستگی عاشقان اشاره میکند و میگوید که وعدهها و فریبها (عشقهای ناپایدار) دیگر نمیتواند دل نازکدلان را آرام کند. او از تجربیات خود صحبت میکند و به ستیز و جدایی در روابط عاشقانه اشاره میکند. همچنین، شاعر یادآور میشود که اگر دو نفر به هم علاقهمند باشند، هیچ مانعی بر سر راهشان نخواهد بود. او به دشواریهای عشق و تسلیم در برابر آن اشاره کرده و بر عدم توجه به ملامتها و انتقادها تأکید میکند. در نهایت، شعری از جفا و درد عاشقانه را به تصویر میکشد که در آن ناامیدی و چالشهای عاطفی وجود دارد.