نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۱ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما ساغر الست به رغبت کشیده‌ایم

قالوابلی به گوشِ ارادت شنیده‌ایم

گر مستی کنیم ز بی طاقتی رواست

کآن روز کاسه هایِ لبالب کشیده‌ایم

نه نه قدح کشان دگران اند ما نه‌ایم

ما جرعه یی ز جرعه ی ایشان چشیده‌ایم

دیرست تا نهالِ مودّت به مهرِ دل

بر جویْ بارِ روضه ی جان پروده‌ایم

در پیشِ شش جهات به کاوینِ هر دوکون

خود را ز پیرِ زال جهان واخریده‌ایم

بر دل ز بارِ فاقه نداریم هیچ بار

زیرا که ما سرِ طمع اول بریده‌ایم

با کاورانیانِ مجرّد مصاحبیم

افلاس و فقر و فاقه از آن برگزیده‌ایم

بی‌پای رهسپرده و بی نطق گفته‌ایم

بی سامعه شنیده و بی دیده دیده‌ایم

یک هفته یی تعهدِ ما کن نزاریا

ما را عزیز دار که مهمن رسیده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تجربه‌های معنوی و حالات روحی خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که می‌نوشند و در مستی غرق می‌شوند، ولی این مستی ناشی از بی‌طاقتی است. به نوعی در زندگی با دیگران متفاوتند و تنها جرعه‌ای از آنچه دیگران می‌نوشند را چشیده‌اند. شاعر به روابط انسانی و محبت اشاره می‌کند که در دلش کاشته و پرورش یافته‌اند. او به دنیای مادی پشت کرده و از فقر و تنگدستی استقبال کرده است. این احساس را در یک حالت عمیق و فلسفی بیان می‌کند و به نوعی دعوت به درک عمیق‌تر از زندگی دارد. در نهایت، خواستار محبت و توجه دیگران است، زیرا زندگی او در آستانه تغییرات جدیدی است.