نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰۵ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ما از آن جامِ الستی مستیم

نیستانیم و ز هستان هستیم

رویِ هُش‌یاریِ ما ممکن نیست

رفته از دست چو تیر از شستیم

مشکلِ زهد و ورع بگشادیم

توبه چون زلفِ بتان بشکستیم

لایق حضرتِ جانان نقدی

نیست جز جان که بدو بفرستیم

در جهان چون بت ما نیست بتی

که به جایِ بتِ خود بپرستیم

اوست ممثولِ مثالاتِ دهور

ما ز تمثال و مثل وارستیم

مبتلاییم به بالاش از آن

بر سرِ کویِ بلا بنشستیم

از دل و دین و حواری و قصور

ببریدیم و بدو پیوستیم

عشق ساقی و نزاری هش‌یار

باری القصّه از آن می‌مستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی پرداخته و به دنبال نوشیدن شرابی است که باعث مستی روحی و معنوی می‌شود. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که از دنیا و ظواهر آن کناره‌گیری کرده و به عشق و وصال معشوق پرداخته است. او از زهد و ورع دست کشیده و تنها چیزی که برای معشوق اساسی است، جان خود را به حساب می‌آورد. در نهایت، شاعر می‌گوید که عشق و زیبایی معشوق چنان دل‌فریب است که او هیچ بت دیگری را در این دنیا نمی‌توان جایگزین کرد و تنها در کنار معشوق به آرامش و مستی واقعی می‌رسد.