شمارهٔ ۹۱۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ما متقیان توبه کاریم
در شوره حبوب توبه کاریم
هر هفته به شیوه ای و شکلی
طوفانی و فتنه ای برآریم
گه حلقه ی کعبه ی مناجات
بگرفته به دست زینهاریم
گه بر سر کوجه ی خرابات
سر پای برهنه می گساریم
می جفت حلال ماست مطلق
در سترش از آن نگاه داریم
در گردن ما حقوق دارد
حق است که باز می گزاریم
تا دست به دست عشق دادیم
انگشت نمای روزگاریم
تا سر به وفا برهنه کردیم
از دست بداده اختیاریم
هیهات نزاریا که بی دوست
ایام به هرزه میگذاریم
برخیز که رستخیز برخاست
بی هوده نشسته در چه کاریم ؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به ویژگیهای متقیان و توبهکاران اشاره میکند. آنها همواره در حال توبه و بهبود خود هستند و با هر هفته، مشکلات و فتنههای جدیدی را تجربه میکنند. آنها در محافل معنوی و روحانی شرکت میکنند و برای ورود به عالم عشق و وفا آمادهاند. شاعر تأکید میکند که عشق و ارتباط با خداوند باعث میشود که آنها احساس بیاختیاری کنند و روزهای بیدوستی را بیمعنا بدانند. در نهایت، شاعر دعوت به قیام و فعالیت میکند و از بیتحرکی و بیعملی هشدار میدهد.