شمارهٔ ۹۲۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
جامِ می بر طلعتِ جانان زنیم
چون مقارن میرسد ماهِ صیام
هر چه باداباد بر شعبان زنیم
بیش و کم یک هفته در پایانِ جنگ
بر سماعِ مطربان دستان زنیم
طوقِ گردن گیسویِ پرچین کنم
خاک در چشمِ خطابینان زنیم
شادیِ رندان و قلّاشانِ عشق
ما دمِ اخلاص با ایشان زنیم
کفر و ایمان پایبندِ عاقل است
ما به می بر کفر و بر ایمان زنیم
ترکِ نام و ننگ و دین و دل کنیم
سنگ بر قندیلِ جسم و جان زنیم
بارگاهِ فقر برگردون کشیم
سایهبانِ فاقه بر کیوان زنیم
قصّه کوته کن نزاری بازگوی
وقتِ آن آمد که بر غندان زنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مناسبت جشن و شادمانی اشاره میکند و دعوت به خوشی و لذت از زندگی میکند. او با اشاره به ماه صیام و مراسمهای مربوط به آن، به اهمیت زمان اشاره میکند و میگوید که وقتی زمان جشن و شادی فرا برسد، باید از آن بهره برد. او همچنین بر اهمیت دوستان و رفقا و عشق در زندگی تأکید میکند و میگوید که در این مسیر باید از قید و بندهای دنیا و اعتقادات خشک رها شد. شاعر در نهایت اشاره میکند که باید از هر گونه غم و اندوه دور بود و به زندگی با شادی و عشق ادامه داد.