شمارهٔ ۹۳۸ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مسلمانان مسلمانان مسلمانی کدام است آن
که با ما بشکند توبه چه نام است آن چه نام است آن
میی کآن را نباید ریخت جز در حلق صاحب دل
نه پنهان فاش می¬گویم حرام است آن حرام است آن
مرا بی¬هوشی فطرت چنین مدهوش می¬دارد
مده دیگر مده دیگر تمام است آن تمام است آن
کدامین جام و جم چه جم چه جام از من چه می¬پرسی
نمی¬دانم نمی¬دانم چه جام است آن چه جام است آن
میان ما و جانان جبرئیلی هست می¬دانم
بیا تا راست برگویم مدام است آن مدام است آن
ز مسجد در خرابات آمدم روزی و پرسیدم
نزاری را نمی¬دانم کدام است آن کدام است آن
اشارت کرد و گفت اینک نزاری چون نگه کردم
بدیدم خویش را گفتم خوشا مستان خوشا مستان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی مفهوم واقعی مسلمان و بندگی میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که افرادی که با خداوند توبه میکنند، حقیقتاً مسلمانان واقعی نیستند. شاعر به اهمیت عشق و حقیقت در دین اشاره دارد و میگوید که باید عشق را تنها در دلهای پاک ریخت. او بیهوشی و نشئگی را به فطرت انسانی نسبت میدهد و این حالت را بیانگر اتصال به ذات خدا میداند. همچنین به تمایز بین جامهای حقیقی و ظاهری پرداخته و در انتها، از تجربهاش در خرابات صحبت میکند و به این نتیجه میرسد که مستان واقعی همانهایی هستند که در جستجوی وصال و حقیقت هستند.