شمارهٔ ۹۷۴ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
صعب کاریست سرآسیمه ی ایام شدن
بازگشتن ز رقیبان و به ناکام شدن
می روم بی خود و باخود زجفا می گویم
تا کی از دست دل انگشت کشِ عام شدن
یک قدم را که نهادم دم رفتن بر دوست
وقت رجعت نتوان باز به ده گام شدن
پیش ما روی نکونیست دریغ ارنه رواست
از پی روی نکو رفتن و بدنام شدن
گر خردمند بود مرد چو پیش آید کار
بایدش اول از آغاز به انجام شدن
این همان دانه ی زرق است نزاری هش دار
مصلحت نیست دگر باره سوی دام شدن
مغز دین در سر سودای هوس نتوان کرد
از پی حرمت کافر نتوان خام شدن
منزل بادیه دور است و سحر گه نزدیک
دشمنان خفته صواب است به هنگام شدن
حوریان منتظر آن که ببینند و تو را
شرم ناید چو مُغ آخر برِ اصنام شدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات مختلفی از جمله سختیهای زندگی، رقابت و بازگشت به ناکامیها میپردازد. شاعر احساس ناامیدی و سردرگمی را بیان میکند و از چالشهای ناشی از رقابت با دیگران سخن میگوید. او به تلاش برای حفظ خود و دوری از ناملایمات اشاره دارد و میگوید که باید از اشتباهات گذشته عبرت گرفت و به جلو حرکت کرد. همچنین، شاعر به ضرورت خرد و عقل در مواجهه با مسائل زندگی تأکید میکند و هشدار میدهد که نباید دوباره در دام ناکامیها افتاد. در نهایت، او به تحولات درونی و معنوی اشاره دارد و از خطراتی که ممکن است در پی هوسهای دنیوی پیش آید، میگوید.