شمارهٔ ۹۷۵ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا تا چند با خود دوست بودن
گرت مغز است تا کی پوست بودن
چو با او بایدت بی خویشتن شو
که این بی خویشیت با اوست بودن
قیامت چیست بیرون رفتن از خود
بهشت سرمدی با دوست بودن
چه گیری انس با نفس بهیمی
خطا با هم دم بد خوست بودن
نزاری را سر باز آمدن نیست
به خود بی خود بود نیکوست بودن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به اهمیت دوستی و ارتباط با دیگران، بهویژه با دوستان واقعی میپردازد. او میگوید که اگرچه ممکن است آدمی مدتها با خود و درون خود تنها باشد، اما رسیدن به درک و ارتباط عمیق با دیگران، به ویژه دوستان، بسیار ارزشمندتر است. بیخود شدن از خود و گام گذاشتن در این مسیر، به معنی ترک خودخواهی و یافتن خوشبختی حقیقی است. همچنین، شاعر به پیامدهای منفی اتکا به نفس و دوستی با نفس بد اشاره میکند و تأکید میکند که بیخود شدن از خود، قدمی نیکو و مثبت است. بهشت واقعی در دوستی و ارتباط با دیگران یافت میشود.