نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۰ حکیم نزاری

حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای دل نمی‌گفتم تورا با عشق خود بینی مکن

آنجا که باشد نی‌شکر دعویِ شیرینی مکن

خاصیّتِ یاقوت و زر روشن کند نار و حَجَر

پس اعتمادِ دوستی تا یار نگزینی مکن

خود را به سمتِ ظالمی چون باز دادی وایِ‌تو

رحمت نخواهد کرد پی بیهوده مسکینی مکن

ای آنکه غیبت می‌کنی تشنیع بر ما می‌زنی

شرطِ مسلمانی‌ست این هیهات بی‌دینی مکن

در پایِ پیلِ سیرِ ما یکسان بود شاه و گدا

چون رخ درین ره راست رو رفتارِ فرزینی مکن

ما را نظرگاهی بود پوشیده با ماهی بود

زنهار دیگر پیشِ ما وصفِ بتِ چینی مکن

برنه نزاری هان و هان قفل خموشی بر دهان

القصه چون نامحرمان دیگر سخن چینی مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون عشق، دوستی، غیبت، و رفتار انسان‌ها در جامعه می‌پردازد. شاعر به عشق خود اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که نباید به عشق دیگران وابسته شد. او می‌گوید که اعتماد به دوستی‌ها باید با دقت صورت گیرد و نباید به ظالم‌ها دل بست. همچنین، غیبت کردن و بدگویی درباره دیگران را ناپسند می‌شمارد و بر برابری انسان‌ها در شرایط مختلف تأکید می‌کند. شاعر در نهایت به احتیاط در حرف زدن و عدم سخن‌چینی در مورد مسائل خصوصی اشاره می‌کند.