شمارهٔ ۹۹۶ حکیم نزاری
حکیم نزاری قهستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای قامتِ تو قیامتِ من
قدِّ تو شکسته قامتِ من
با سروِ روانِ قامتِ تو
ساکن نشود قیامتِ من
مشنو که ز قامتِ تو دیگر
ممکن شود استقامتِ من
معنیِ بلا بلند بالاست
بالای تو و سلامتِمن
هر عمر که بی تو بگذرانم
هیهات زهی ندامتِ من
انصاف درین که حیف بودهست
جز بر در تو اقامتِ من
هم میبرمش به رغبت ار چه
باریست گران ملامتِ من
علّامه شدم به عشق بازی
شرمِ علّم و علامت من
شکرانه چه میدهی نزاری
اندر عوضِ غرامت من
رسوای جهان شوی تو هم نیز
زنهار کن از کرامتِ من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس عمیق عشق و وابستگی به معشوق پرداخته است. شاعر به زیبایی قامت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که قد و قامت او به اندازهای تأثیرگذار است که زندگی و آرامش وی به آن وابسته است. شاعر همچنین از ناتوانی خود در زندگی بدون معشوق یاد کرده و از درد و حسرت ناشی از دوری از او سخن میگوید. او به اینکه عشق او منجر به شناخته شدنش به عنوان عاشق شده، اشاره میکند و در نهایت خواستار حفظ کرامت معشوق است. کل شعر پر از احساسات عمیق عاشقانه و نمایانگر تأثیر عشق بر زندگی شاعر است.