نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۵ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقیا باز خرابیم بده جامی چند

پخته‌ای چند فرو ریز به ما خامی چند

صوفی و گوشهٔ محراب و نکونامی و زرق

ما و میخانه و دردی کش و بدنامی چند

باده پیش آر که بر طرف چمن خوش باشد

مطربی چند و گلی چند و گل اندامی چند

چشم و لب پیش من آور چو رسد باده به من

تا بود نقل مرا شکر و بادامی چند

باده در خانه اگر نیست برای دل ما

رنجه شو تا در میخانه بنه گامی چند

در بهای می گلگون اگرت زر نبود

خرقهٔ ما به گرو کن بستان جامی چند

ذکر سجاده و تسبیح رها کن چو عبید

نشوی صید بدین دانه بنه دامی چند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به درخواست ساقی برای نوشیدن شراب و فرار از روزمرگی و ظواهر مذهبی اشاره دارد. شاعر از ساقی می‌خواهد که جام‌های بیشتری به او بدهد و به جای رفتار متعارف و زهد، از شادی و میخانه بهره‌مند شود. او به زرق و برق دنیا اشاره می‌کند و نسبت به زهد و نکونامی‌ای که در آن است، بی‌میلی نشان می‌دهد. شاعر همچنین از زیبایی‌های لحظه، باده و گل‌ها سخن می‌گوید و در نهایت به طعنه‌ای به عرفان و زهد می‌زند که این امور او را جذب نمی‌کنند و می‌خواهد از قید و بند آن‌ها آزاد شود.