غزل شمارهٔ ۴۵ عبید زاکانی
عبید زاکانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سعادت روی با دین تو دارد
غنیمت خانهٔ زین تو دارد
زهی دولت زهی طالع زهی بخت
که شبپوش و عرقچین تو دارد
چه مقبل هندویی کآن خال زیباست
که مسکن لعل شیرین تو دارد
قبا گوئی چه نیکی کردهباشد
که در بر سرو سیمین تو دارد
صبا دنیا معطر کرده گوئی
گذر بر زلف پرچین تو دارد
بسی دیدم پریرویان در آفاق
ندیدم کس که آئین تو دارد
به عالم هر کسی را کیش و دینی است
عبید بینوا دین تو دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تمجید از محبوب خود میپردازد و او را مظهر سعادت و خوشبختی معرفی میکند. او به زیباییهای ظاهری و باطنی محبوب اشاره کرده و میگوید که این زیباییها باعث شدهاند تا دیگران نیز به او توجه کنند. در نهایت، شاعر بیان میکند که در دنیا هر کس دینی دارد، اما او تنها دین محبوبش را میپرستد و آن را برترین میداند.