نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹ عبید زاکانی

عبید زاکانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

سپیده‌دم به صبوحی شراب خوش باشد

نوا و نغمهٔ چنگ و رباب خوش باشد

بتی که مست و خرابی ز چشم فتانش

نشسته پیش تو مست و خراب خوش باشد

سحرگهان چو ز خواب خمار برخیزی

خیال بنگ و نشاط شراب خوش باشد

میان باغ چو وصل نگار دست دهد

کنار آب و شب ماهتاب خوش باشد

شمایل خوش جانان به خواب دیدم دوش

امید هست که تعبیر خواب خوش باشد

عبید این دو سه بیتک به یک زمان گفته است

گرش تو گفت توانی جواب خوش باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های صبح و لذت‌های زندگی اشاره می‌کند. او از خوشی‌های شراب و موسیقی در سپیده‌دم سخن می‌گوید و می‌نویسد که زیبایی بت‌ها و حال مستی آنها نیز دلنشین است. همچنین به بیداری از خواب و لذت نوشیدنی در صبح اشاره می‌کند. در ادامه، شاعر به وصالی عاشقانه در باغ و زیبایی‌های شب و ماهتاب می‌پردازد و از خواب دیدن محبوبش صحبت می‌کند و امیدوار است که این خواب تعبیر خوشی داشته باشد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که این ابیات را در یک زمان گفته و امیدوار است که دیگران نیز بتوانند به آن پاسخ دهند.