غزل شمارهٔ ۸۶ عبید زاکانی
عبید زاکانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ما که رندان کیسه پردازیم
کشتهٔ شاهدان شیرازیم
یار دردی کشان شنگولیم
همدم جمریان طنازیم
شکر ایزد که ما نه صرافیم
منت حق که ما نه بزازیم
واله دلبر شکر دهنیم
عاشق مطرب خوش آوازیم
همه با عود و چنگ هم دهنیم
همه با جام و باده دمسازیم
از جفاهای چرخ نگریزیم
وز بلاها سپر نیندازیم
همه در دزدی و سیه کاری
روز و شب با عبید انبازیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان حال و زندگی رندان و عاشقان میپردازد. شاعر خود را جزء گروهی میداند که از عشق و زیبایی لذت میبرند و با دوستان خود در شادی و بیخیالی به سر میبرند. آنها به کارهایی مانند دزدی و شیطنت اشاره میکنند، اما در عین حال، از جفاهای زمانه دریغ نمیکنند و دست از تلاش برنمیدارند. به طور کلی، شعر حس شادی و سرخوشی را در دل مشکلات و سختیهای زندگی به تصویر میکشد و به دوستی و زندگی جمعی تأکید دارد.